هر کسی یک عشقی دارد. اما خیلی کمند آدم هایی که با صراحت دنبال عشقشان بروند.
مثلا یکی عاشق رانندگی ست، می رود دنبال حرفه ی بی تحرک کاسبی. یکی عاشق کاسب شدن
است، به عشقش پشت پا می زند، می شود پزشک. البته آدم نمی تواند از عشقش به طور کامل
دست بکشد. شاید برای همین باشد که خیلی از کاسب ها خودشان با اتومبیل به دنبال اجناس می
روند و یا خیلی از پزشکان مثل کاسب ها در مطب شخصی شان طوری می نشینند که انگار پشت
دخل دکان نشسته اند.
نویسندگان:رضا امیرخانی,ناصرارمنی